هر کسی از چیزی میترسد. بسیاری از سگها یا حشرات، بسیاری از دلقکها یا تاریکی میترسند، و من هم یک بستهی بزرگ از ترسهای زندگی را هدیه گرفتهام 🙂 حشرات، تاریکی، ارتفاع، عنکبوتها و اگر بیشتر فکر کنم، این فهرست پایانی نخواهد داشت.
درست است که مدتهاست به ترسهایم چالش دادهام؛ بعضی از آنها را پشت سر گذاشتهام و خیلی زود ناپدید شدهاند، اما با بعضی دیگر هنوز مبارزه میکنم. برای مثال، از نزدیک شدن به لبهی ساختمانهای بلند میترسم، اما این موضوع مانع نمیشود که تا ارتفاع هزار متری بالا بروم. همین دلیل باعث شد این بار تصمیم بگیرم با پاراگلایدر پرواز کنم.
شما هم حتماً موافقید که علاقهی انسان به پرواز هیچوقت از بین نمیرود. شاید به همین دلیل است که وقتی در آسمان هواپیما یا هلیکوپتر میبینیم، با نگاه آن را دنبال میکنیم تا زمانی که تنها یک خط سفید و نامرئی در آسمان باقی بماند. پرواز با پاراگلایدر کاملاً با پرواز هواپیما متفاوت است. پرسشهای زیادی ذهنم را مشغول کرده بود؛ انسان در هنگام پرواز چه احساسی دارد؟ زمین را از بالا چگونه میبیند؟ به همین دلیل تصمیم گرفتم این حس شگفتانگیز پرواز را تجربه کنم تا آن را با شما به اشتراک بگذارم.
برای پرواز با پاراگلایدر، بهترین انتخاب Sky Club است؛ جایی که به هر پرسشی با دانش و دلسوزی پاسخ میدهند. همانطور که خودشان گفتند:
«هر پرواز خاطرات منحصربهفرد خود را دارد و برای پرواز کردن، همیشه به بال نیاز نیست.»
همراه با آرمن سارگسیان، بنیانگذار Sky Club، به سمت فرودگاه یغوارد حرکت میکنیم. در مسیر، منظرهای از کوه آرا نمایان میشود. آسمان صاف و شفاف است، یعنی پرواز انجام خواهد شد.

قرار نبود پرواز طولانی باشد؛ فقط ۲۰ دقیقه. قبل از پرواز، نگرانیام دوباره سر بلند کرد، ترس گوشهای گرم در درونم پیدا کرد، اضطراب بیشتر شد، سنگینی در قفسهی سینهام احساس کردم و دستهایم شروع به لرزیدن کردند.
در طول پرواز فریادی کشیدم که فکر میکنم همهی پرندگان در فاصلهی یک کیلومتری از ترس از آسمان سقوط کردند و آرمن هم ناشنوا شد. 🙂 چند ثانیه بعد، در ارتفاع ۱۰۰۰ متری بودیم. اضطراب هم از دقیقهی سوم پرواز ناپدید شد.
از ارتفاعی کاملاً ناآشنا، منظرهای غیرقابل توصیف، زیبا و تکرارنشدنی پیش رویم باز شد.
برایم دشوار است تمام احساساتم را با کلمات بیان کنم، زیرا این احساسها برای هر پروازکنندهای متفاوت است. میتوانم بگویم که در آسمان حس زمان را از دست داده بودم. فهمیدم که یک پاراگلایدر سوار در آسمان مانند یک پرنده است.
و همانطور که هر چیزی شخصیت خودش را دارد، آسمان هم شخصیت دارد. بیشتر اوقات بسیار مهربان و آرام است، اما رفتار بیدقت و بیمسئولیت میتواند همه چیز را تغییر دهد. و اگر بتوانی «دل آسمان را به دست بیاوری»، آنگاه شادیها و لحظههای بیشمار و تکرارنشدنی به تو هدیه خواهد داد.
در ارتفاع ۱۰۰۰ متری آرام در حال پرواز بودیم. از هر بخش منظرهای که پیش رویم باز شده بود لذت میبردم و بالاخره آزادی را نفس میکشیدم.
تقریباً هر روز ارمنستان را با تمام زیباییهایش کشف میکنم، اما هرگز فکر نمیکردم که این سرزمین از ارتفاع پرنده زیباتر باشد.
با پاراگلایدر باید مانند یک پرنده پرواز کرد؛ بدون تکان دادن بالها، جریانهای گرم هوا را پیدا کرد و با کمک آنها بالاتر رفت، – او توضیح میدهد.
پس از چند دور چرخیدن در آسمان، با تغییر زاویهی بالها، سرعت پاراگلایدر را کاهش داد و به سمت جاده حرکت کردیم؛ به سمت خودروهایی که در حال نزدیک شدن بودند پرواز میکردیم…
تجربهها بسیارند؛ تازه، دیوانهوار، اما واقعی. هرچقدر هم که تعریف کنم، برای اینکه واقعاً مرا درک کنید، باید یک بار آن را امتحان کنید.
راستی، Sky Club پروازها را با دو نوع پاراگلایدر انجام میدهد؛ با موتور و بدون موتور. آنها در مناطق مختلفی از ارمنستان مانند دریاچهی سوان، آپاران، تاتو، صومعهی هاغارتسین، گارنی و ینوکوان پرواز انجام میدهند؛ در مکانهایی که کوهها و چشماندازهای زیبا وجود دارد.
در تمام فصلهای سال، احساسات متفاوت هستند. و واقعاً تماشای ارمنستان از بالا لذتی وصفنشدنی است.
قول میدهم خیلی زود دربارهی آرمن برایتان بنویسم؛ دربارهی پروازهای او با پاراگلایدر، موفقیتهایش و برنامههایش برای توسعهی هوانوردی کوچک در ارمنستان.
و اگر شما هم تاکنون موفق شدهاید زیبایی ارمنستان را از بالا تماشا کنید، تجربههایتان را با ما به اشتراک بگذارید.