از کارینج تا آکنر و قلعه کایان
میان طبیعت و انسان پیوندی جداییناپذیر وجود دارد. طبیعت همهی آنچه را که انسان برای زندگی نیاز دارد فراهم میکند و شرایط زیستن را به وجود میآورد. بسیار مهم است که این نعمت را قدر بدانیم و تلاش کنیم در هماهنگی با طبیعت زندگی کنیم، بدون آنکه تعادل آن را برهم بزنیم.
در یکی از کوچکترین روستاهای پنهانشده در کوههای استان لوری هستیم. از ایروان به سمت کارینج حرکت کردهایم؛ جایی که مسیر پیادهروی ما از آن آغاز خواهد شد. این روستا برای بسیاری به واسطهی نقاش برجستهی ارمنی، مارتيروس ساریان، شناخته شده است.
روزی ساریان برای دیدار با هوهانس تومانیان به دسغ سفر میکند. هنگام گردش در دسغ، نقاش چشمش به روستای کارینج در کوههای مقابل میافتد و نمیتواند بیتفاوت از کنار آن عبور کند. منظرهی شگفتانگیز طبیعت روستا را بر بوم نقاشی ثبت میکند و آن را به یکی از نمادهای شناختهشدهی کارینج تبدیل میکند.
این اثر با عنوان «مزرعهی اشتراکی روستای کارینج در کوههای تومانیان» شناخته میشود و تصویر همین نقاشی بر روی اسکناس پیشین ۵۰۰۰ درامی ارمنستان نیز چاپ شده بود.
چرا کارینج؟
اما چرا این روستا چنین نامی دارد؟ گفته میشود که کارینج در دههی ۱۸۰۰ میلادی، زمانی بنیانگذاری شد که پنج خانواده از روستای مجاور، مارتس، به این منطقه کوچ کردند. هنگامی که از تازهواردان پرسیدند در روستا چه چیزی وجود دارد، پاسخ دادند: «سنگ، دیگر چه؟» و از همین عبارت نام کارینج شکل گرفت.
هدف این سفر، پیمایش در کوههای سِووردیات بود. کوههای سووردیات شاخهی غربی رشتهکوههای گوگار هستند. طول این رشتهکوه حدود ۱۵ کیلومتر است.
قرار بود از کارینج به سمت آکنر حرکت کنیم و سپس به قلعهی کایان برسیم.
مسیر کامل پیادهروی ۲۱ کیلومتر بود و منظرهای که پیش چشممان گشوده میشد، شگفتانگیز و منحصربهفرد بود. زیبایی درهی دِبِد نفسگیر بود. این شکوه طبیعت مرا مسحور کرده و روحم را سرشار از شادی میکرد.

جاذبهی طبیعت قدرتمند بود…
به حرکت خود به سمت روستای آکنر ادامه میدهیم.
آب دِسوانک از چشمهی وُرناک تأمین میشده و از طریق کانالی که در زیر زمین ساخته شده بود، به آنجا منتقل میشده است.
قرنها پیش، قلعهی کایان توسط قبایل قفقازی، بهویژه لزگیها، محاصره شد. ارمنیانی که در قلعه پناه گرفته بودند مقاومت کردند و اجازه ندادند دشمن آن را تصرف کند.
در آن زمان، دشمن از یک زن سالخورده در روستای نزدیک قلعه میفهمد که آب قلعه از کدام چشمه تأمین میشود. از همینجا نام روستا به صورت «وُرناک» باقی میماند؛ یعنی «کدام چشمه است؟».
لزگیها سرچشمهی آب را مسدود میکنند و پس از چند روز، مردم پناهگرفته در قلعه مجبور به تسلیم میشوند.
قلعهی کایان تا امروز بهطور کامل کاوش نشده است. مشخص شده که در قرون وسطی دو دژ با نام کایان وجود داشتهاند: یکی در لوری، نزدیک هاغپات، و دیگری در درهی آغستِو. سرنوشت این دو کایان متفاوت بوده است.
بر اساس کتیبههای ساختمانی، این قلعه در سال ۱۲۳۳ میلادی توسط اسقف هوهانس، رهبر مذهبی صومعهی هاغپات، ساخته شده است.
در ابتدا این بنا «قلعهی نشان مقدس هاغپات» نام داشت و نامهای کایان و دسوانک بعدها رواج یافتند.
امروزه این قلعه را «آکنابِرد» نیز مینامند؛ احتمالاً به دلیل نزدیکی آن به روستای آکنر.