کوتایکدرود بر خدایان باستانی! آبشارهای جنگل خوسروف

درود بر خدایان باستانی! آبشارهای جنگل خوسروف

پیاده‌روی‌های زمستانی راهی فوق‌العاده برای لذت بردن از زیبایی کوه‌ها هستند. فارغ از دشواری‌هایی که در پیش دارید، این پیاده‌روی‌ها تجربه‌های بسیار ارزشمندی برایتان به همراه خواهند داشت. نخستین و مهم‌ترین شرط: باید از قبل آماده شوید؛ چرا که در پیش روی شما کشف نوعی جدید از مناظر پوشیده از برف قرار دارد.

تنها در جریان پیاده‌روی‌های زمستانی می‌توان فهمید که طبیعت در هر فصل از سال شگفت‌انگیز است. جنگل‌های افسانه‌ای پوشیده از برف، صدای خش‌خش برف زیر پا و ردپای حیوانات کوچک. مناظر آشنای طبیعت کاملاً چهره‌ای متفاوت پیدا می‌کنند. درختان پوشیده از برف نیز شبیه تصاویر یک کتاب داستان به نظر می‌رسند؛ حتی یک تپه کوچک در میان برف می‌تواند شبیه قله‌ای در هیمالیا باشد.

آبشار آستغیک

Wild Up. ذخیره‌گاه دولتی جنگل خوسروف

ما در جنگل خوسروف هستیم. مطمئنم از دوران مدرسه به یاد دارید که به ما می‌گفتند این ذخیره‌گاه به افتخار پادشاه خوسروف دوم کوتاک نام‌گذاری شده و جنگل در سال‌های ۳۳۴ تا ۳۳۸ میلادی ایجاد شده است.

بر اساس نوشته‌های موسس خورناتسی، در دوران پادشاهی خوسروف، از قلعه گارنی تا دوین درخت‌کاری انجام شد. بخشی از جنگل «معبد سدر» نامیده شد و بخش دیگر «خوسروواکرت» نام داشت که تا رود اراکس امتداد داشت. طی صدها سال، بخش «خوسروواکرت» جنگل از بین رفت. از «معبد سدر» نیز بخش‌هایی باقی ماند که با جنگل طبیعی درآمیختند. جالب است، نه؟

آبشار آستغیک

وقتی فهمیدم در گله تنها یک اسب نر وجود دارد، بسیار شگفت‌زده شدم؛ و همین یک اسب از همه گله در برابر گله‌های دیگر مراقبت و محافظت می‌کند. اسب‌های نر می‌توانند تا پایان عمر با یکدیگر مبارزه کنند، تا اینکه سرانجام یکی از آن‌ها تسلیم شود یا بمیرد. آن‌ها همچنین از مراقب‌ترین حیوانات هستند: شب‌ها به شکل دایره‌ای کنار هم قرار می‌گیرند و کره‌ها در داخل این دایره می‌مانند تا از خطرات احتمالی در امان باشند.

به لطف این کشف‌ها، حس زمان را از دست دادم. بیست دقیقه خیلی وقت بود که گذشته بود و زمان آن رسیده بود که به جلو برویم، به سوی تجربه‌ای دیگر.

Տեղադրեք

Ձեր գովազդն այստեղ

مورخ دیگری، پاوستوس بوزاند، گستردگی و موقعیت این جنگل مصنوعی مشهور را با جزئیات بیشتری توصیف کرده است.

پادشاه، کاشت جنگل خوسروف را به فرمانده واچه سپرده بود. این بدان معناست که در ارمنستان باستان، ایجاد شکارگاه اهمیت نظامی نیز داشته است. شکار نیز در نهایت، به نوعی تمرین نظامی محسوب می‌شده است.

در هر دو جنگل، بیش از همه درختان بلوط و کاج کاشته شده بودند. اما پادشاه تنها به کاشت درختان بسنده نکرد. به فرمان او، انواع حیوانات را گرد آوردند و در این جنگل‌ها رها کردند و بدین ترتیب، این جنگل‌ها به مکان‌هایی برای شکار و تفریح پادشاه و درباریان و همچنین تمرین‌های نظامی تبدیل شدند. با گذشت زمان، این دو جنگل که در گذشته مساحت بسیار بیشتری را در بر می‌گرفتند، به یکدیگر پیوستند. و این مجموعه «جنگل خوسروف» نام گرفت. حکومت شوروی از این موزه طبیعی حفاظت کرد و در سال ۱۹۵۸ «ذخیره‌گاه دولتی جنگل خوسروف» را تأسیس کرد. قلمرو کنونی این ذخیره‌گاه در گذشته تاریخی در استان آیراراتِ ارمنستان بزرگ قرار داشته است.

ذخیره‌گاه خوسروف

در حال پیاده‌روی هستیم. در قلمرو «ذخیره‌گاه دولتی جنگل خوسروف» چهار آبشار وجود دارد که مردم دو مورد از آن‌ها را با نام خدایان بت‌پرست باستانی، یعنی واهان و آستغیک، می‌نامند.

طبق افسانه، الهه آستغیک هر شب در رودخانه حمام می‌کرد. جوانان عاشق در بلندی نزدیک جمع می‌شدند تا الهه را ببینند. اما آستغیک برای اینکه دیده نشود، دشت را با مه می‌پوشاند و به همین دلیل، این سرزمین «موش» و دشت نیز «دشت موش» نام گرفت.

در ارمنستان باستان، عشق میان آستغیک و واهان مقدس شمرده می‌شد. مردم باور داشتند که بارش باران بر زمین و پدید آمدن محصول و برکت، حاصل دیدار آن دو است.

ذخیره‌گاه خوسروف

پیاده‌روی‌ها در ذخیره‌گاه خوسروف آغاز شده‌اند و کم‌کم درباره ویژگی‌ها و افسانه‌های این مکان برایتان خواهم گفت. اگر به اسطوره‌ها و افسانه‌های ارمنی علاقه‌مند هستید، در بخش نظرات بنویسید؛ شاید وقت آن رسیده باشد که یک مجموعه جداگانه را آغاز کنم.

مهم است بدانید

هزینه ورودی: ۲۰۰۰ درام

برای اطلاعات بیشتر با: «ذخیره‌گاه دولتی جنگل خوسروف» تماس بگیرید.

Instagram
Հետևեք ինձ